یکی که مثل هیچکس نبود

هر کی هستی باش تو مجلس سیدالشهدا بزرگا هم کوچیکن !

هر کی هستی باش تو مجلس سیدالشهدا بزرگا هم کوچیکن !

یکی که مثل هیچکس نبود

بسم رب ارباب بی کسان مولانا حسین بن علی (ع)

چه ساده اند آنها که فکر می کنند من عکس تو را به دیوار های قلبم آویزان کرده ام ...
آن ها نمی دانند که من دیوار های قلبم را به عکس تو آویخته ام ...

نمیدانم چرا مینویسم ولی این را میدانم که نمینویسم تا حقانیت ثابت کنم , حقانیت این خاندان اظهرمن الشمس است و آن را که عیانست چه حاجت به بیان است !
مینویسم چون لذت میبرم از اینهمه جاه و منقبت , از این همه حلاوت !
مینویسم چون نمیدانم چرا همیشه خوبان مظلوم بوده و هستند , سید جواد هم به عشق مولاش مظلوم شد و مظلوم شهید شد (شهید عشق) .

این مردمی که به حضرت علی می گفتند نماز نمی خونه , دیگه می خواستید به سید رحم کنن !

سید جواد مثل اربابش بود , آره ; به امام حسین وضو میگرفت ولی تو قتلگاه بهش سنگ میزدن و میگفتن کافره !!!

به قول آقا رضای هلالی شاید صدا و سیمای ما سید جواد رو نمیشناخت ! ولی از این حرف حمید خان علیمی هم نمیشه گذشت که میگفت :
تلویزیون برا آسید جواد خیلی کوچیک بود !

به قول حمید آقای علیمی , سید بزرگتر از این دنیا بود , برا همین نتونست بمونه !

هرکس حسین گفته که ذاکر نمیشود
مردم غلام فاطمه کافر نمیشود ...

آخرین نظرات
نویسندگان

خاطرات حاج رضا قصاب از سید جواد ذاکر

سید جواد فقیرترین آدم دیوونه ها بود ، حاج رضا قصاب می گفت : من همیشه تو هیئت پول جمع می کردم واسه کمک به هیئت ، وقتی می رسیدم به سید ، می گفتم : (به شوخی) آسید جواد تو هم یه کمکی بکن همه کمک کردن ، می گفت : دست می کرد تو جیباش می گفت به جان مادرم حضرت زهرا یه 100 تومنی ندارم.

قابل توجه مداحانی که میلیونی پول میگیرند .

رضا قصابی می گفت هیچکس به اندازه ی من این بچه رو نمی شناخت ، قسم می خورد و می گفت : از شیراز زنگ زدن ، یه نفر گفت : حاج رضا ۲۰ میلیون می دیم آسید جواد ۲ ساعت بیاد برامون بخونه فقط یه روز ۲۰ میلیون !!!  می گفت به جد سید ، من ترسیدم به علی قسم بهش بگم که ۲۰ میلیون بهت می دن برو واسه حسین بخون . گفتم دیگه شاید واسه خودمونم نیاد بخونه . اگه بهش بگم می گفت حالا ما مداح دعوت می کنیم می گه ۳ میلیون بریزید به حسابم تا بیام . یا خیلی از آدمایی که با پای برهنه می خواستن برن کربلا ولی حالا ...

حاج رضا قصاب تعریف کردند که یک روز تو ایام بستری بودن سید جواد یک مشکلی برام پیش اومده بود ، رفتم به آسید جواد سر بزنم ، و قتی وارد اتاق شدم ، سید تا چشاش به من خورد ازم پرسید چیه ؟

بهش گفتم هیچی یک کم بهم ریختم ، به من گفت : بشین تا یک روضه حضرت رقیه سلام الله علیها برات بخونم ، شروع کرد به خوندن و دوتایی مثل دیوونه ها داشتیم بخودمون میزدیم و تو حال خودمون نبودیم ، روضه که تموم شد ، اومدم از اتاق بیرون که برم تو حیاط بیمارستان ، دیدم بیشتر پرستارها تو ایستــگاه پرستاری دور هم جمع شدند و داشتن گریه میکردن !!!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۳ ، ۱۹:۳۰
دیوونه شهر عاقلا

تولد 38 سالگی سیــــد آســـمــانی

آمدی به دنیا و دنیا مات و مبهوت به تو مینگرد،
همه جا را سکوت فرا گرفته تا خدا صدای تو را بشنود
صدای دلنشین تو در لحظه شکفتنت ،
عطر حضورت فرا گرفته همه زمین را…

تو یک رویایی که حقیقت داشتنت معرکه است ،
داشتن یکی مثل تو معجزه است ،
امروز روز میلاد دوباره تو است
و من خیلی خوشبختم از اینکه مال منی…

جز این احساسات چیزی در دلم نمانده ،
این هدیه تا آخر عمرم در دلم مانده که دوستت دارم
و قلبت این شعر عاشقانه را تا آخرش خوانده ….

شعری با عطر احساست ، به لطافت دستانت، به زیبایی چشمانت ، هدیه من به تو در روز میلادت

تویی قطره بارانم که گلستان کرده ای باغ وجودم را
و امروز یک روز مقدس است که مدتها به انتظار آمدنش نشستم …
عشق من منتظرم بیایی تا عاشقانه تو را در آغوش بگیرم و بفشارم تو را ،
تا بگویم خیلی دوستت دارم و بگیرم دستانت را ، تا بگویم تا ابد مال منی ،
تا احساسم را به تو هدیه دهم و تبریک بگویم روز تولدت را….


تـــــــولـــــدتــــــ مبــــــارکــــــــ
ســـــیــــــد آسمــــانــــیـــــــ….

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۰۷
دیوونه شهر عاقلا

ﺩﻝ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺩﻟﺒﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ ...

ﺍﯾﻨﻮ ﺍﻭﻝ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﻦ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﮕﻢ ﺍﮔﻪ ﻭﺳﻂ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﯾﮑﯽ ﻋﮑﺲ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﯽ ﺑﯽ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻦ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻡ ﺯﻣﯿﻦ ...
ﻣﻦ ﯾﻪ مثال  ﺑﺰﻧﻢ ، ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﺮﻩ ﺍﺯ ﯾﻪ ﮐﻮﺭﻩ ﺩﻫﺎﺕ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ، ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺍﺳﻤﺶ ﺗﻮ ﻧﻘﺸﮥ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ، ﯾﻪ ﻧﻔﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺗﻮ ﻗﺼﺮ ﺧﻮﺩﺵ ، ﻫﺮ ﮐﻼﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺬﺍﺭﻩ ، ﮐﻼﺱ ﻣﺮﺍﻭﺩﺕ، ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ، ﮐﻨﯿﺰ ﻭ ﻏﻼﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ، ﺍﯾﻨﻮ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺨﺮﻩ ، ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﻪ ...
ﺍﻭﻥ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﻪ ، ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻩ ﺑﻪ ﻣﯿﺮﺁﺧﻮﺭ، ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺒﻬﺎﯼ ﺷﺎﻩ ﺭﻭ ﺗﯿﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ، ﺩﻝ ﺑﺪﻩ ...
 ﻣﺜﻼ ﺑﮕﻪ ﯾﻪ ﺍﺳﺐ ﻣﯽ ﺩﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ، ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻪ ، ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ کندن ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ،  « ﯾﺰﮐﯿﻬﻢ ﻭ ﯾﻌﻠﻤﻬﻢ ﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﻭﺍﻟﺤﮑﻤﺔ ...  »
ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺗﺎ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﻩ، ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﮐﻪ ﺟﻠﺴﮥ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻓﻘﻂ ﻣﮑﺎﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺘﻪ ..
ﺩﻟﺘﻮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ، ﺩﻝ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺩﻟﺒﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ ...
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ، ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺑﺎﺧﺘﯽ .. "
ﻣﯿﻼﺩ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺭﻗﯿﻪ ﺳﻼﻡ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺳﺎﻝ 81 ﮐﺎﺷﺎﻥ

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۰۴
دیوونه شهر عاقلا

 یکی که مثل هیچکس نبود


نوزده سال بیشترنداشت که به اوج شهرت خود درمداحی رسید ، ماجرا از آن شروع شد که اهل ظاهرسازی نبود ، سبک وسیاق تازه ای برای خودش داشت و شورش گیرا بود . آن روزها درمجالس خبراز شورهای این چنینی نبود ، از همین رو سروصدایی راه انداخته بود وجوانان زیادی را به مجلس روضه ی اهلبیت میکشاند که با مجلس بیگانه بودند .

او همیشه به جوانان تأکید داشت که حسینی بشوند نه هیئتی !

زیرا اگر گرم هیئت بشوید حسینتان را آنگونه که خود دوست دارید و باب میلتان است میسازید و هرکس با میل شما مخالف باشد میگویید با حسین(ع) مخالف است ولی اگر حسینی باشید هیئت و رفتارتان را برمبنای حسین میسازید!

هیئتی شدن کاری ندارد کافیست ریش بگذارید و با پیراهن مشکی ازاین هیئت به آن هیئت بروید! حسینی شدن است که مشکل است .
عده ای از مداحان پایتخت نشین و برتخت نشین که در رأس آنها "م- ا "بود از شهرت و محبوبیت این جوان نوزده ساله وحشت و یا حسادت کردند ! وکار را در تبلیغات به جایی رساندند که نوارهای آن جوان در دست مردم حکم نوارهای غیر مجاز را داشت . هیچکس حاضرنبود با او دریک مجلس بخواند !

یک روز به او برچسب  ایادی انگلیس می زدند  ، روزی دیگر میگفتند : « مجلس امام حسین (ع)  به کجا کشیده شده که یک بچه سوسول مداح شده » ،  یک روز میگفتند : بیش از اندازه می و مستی در اشعارش دارد و این بو دار است  ! یک روز دیگر به او برچسب کافر بودن و مرتد بودن زدند!
تمام حسادت ها و عقده های خودرا درپشت نوای "وای اسلاما" پنهان کردند. آخرمگرمی شود بیست سال داشته باشی و بدون حتی یکبار نشان دادنت درتلویزیون جوانها اینگونه از به اصطلاح  "پیرمداحان ایران" وکسانی که تمام تریبون ها دستشان بود بیشتر دوستت داشته باشند ؟!

بیست سال بیشترنداشت و هیچکس جز اهلبیت پشت او نبود ،  حتی آن سالها که بیماری اش شدید شده بود و از لحاظ جسمی نحیف و ضعیف شده بود ، وقتی یکبار برای زیارت و مداحی به حرم سلطان انس وجن علی ابن موسی الرضا(ع) رفته بود طرفداران "م-ا" ،  "س-ح" ، "م-ک" به دستورخود آنها او را درحرم امام رضا (ع) به قصد کشت زدند و از حرم که قلمرو خود میدانستند بیرون انداختند . او کسی رانداشت و تنها کسی را که آنجا میشناخت آقا امام رضا (ع) بود و با هق هق گفت : شمارا دست همین آقا میسپارم !
آن جوان کم سن وسال کسی نبود جز  « سیدمحمدجواد ذاکرطباطبایی » که دربین مردم به سید ذاکر معروف شده بود . بعدازآن محبوبیت سید ذاکر دربین مردم روز به روز فزونی یافت .

او سه دیدگاه داشت که باعث سواستفاده بدخواهانش برای ضربه زدن به او میشد :

1- او عقیده داشت ورود به مجلس امام حسین (ع) حتی برای کسانی که حسین راقبول ندارند ، برای رفع سوالاتشان آزاد است وکسی حق ندارد به کسی که در مجلس اباعبدالله آمد توهین کند ، حتی اگر دیدگاهش با ما یکسان نیست .
اومیگفت من به « سگ حسین » بودن اعتقاد دارم و میگویم سگ حسین هستم . کسی مجبور نیست تکرار کند و کسی حق ندارد مرا برای این عقیده ای که دارم شماتت کند . ( جالب اینجاست که بعد از اوخیلی از همین آقایان از واژه "سگ " استفاده کردند ولی گویا برای خودشان اشکالی نداشت) .

2- اغراق بخشی ازشعراست و دلیل بر این نیست که وقتی چیزی در شعرمیاید عقیده واقعی ما باشد ! اگرمیگویم علی(ع) خداست اغراق است و دلیل بر باور قلبی من نیست ، با بنده خداهستیم و مرید مولا علی(ع) .

شاهنامه فردوسی سراسر اغراق است تا قدرت رستم رانشان دهد ، اغراق درشعر اهل بیت کفر نیست . ( جالب اینجاست که بعدازاوخیلی ازهمین آقایان مضمون هایی به شدت کفرآمیزدر اشعارشان  آوردند ولی گویا برای خودشان اشکالی نداشت ) .

3- عقیده داشت منبر، روضه ، اهل بیت فقط و فقط جای مدح و ستایش اهل بیت است و نبایدچیز دیگری گفته شود ، او عقیده داشت وقتی روی منبر روضه عقاید سیاسی و شخصی خود را به عنوان درست ترین عقیده بیان میکنیم و باالاجبار میخواهیم که مردم بپذیرند و چیزی غیرازاهل بیت را بیان میکنیم باعث میشویم آن کسی را که با ما اختلاف سلیقه دارد از دستگاه اهل بیت زده کنیم ، چون ما تریبون داریم ولی او ندارد !

اوعقیده داشت فداکاری جوانانمان در انقلاب و دفاع مقدس حاصل مجالس اباعبدالله  است ، پس ما باید فقط ازحسین بگوییم .  مردم با درک وشعور خود ، راه حسین را میفهمند وخود میفهمند چه کسی دراین راه است و چه کسی نیست !  چه چیز خوب است و چه چیز بد!  این یعنی توهین به شعورآنها و خراب کردن مجلس آقا . (جالب اینجاست که بعد از او خیلی از همین آقایان با اسم حامیان رهبر کارهای بسیاری خلاف گفتار رهبرانجام دادند و حتی در روزهایی که رهبر دغدغه داشت که اتحاد مردم کشور حفظ شود با تندروی های مشکوک مدام آتش اختلاف بین مردم را زیاد میکردند و نام رهبر را فقط برای سنگر کردن  اشتباهات خود استفاده میکردند و باعث بدبین شدن مردم به نظام میشدند ) .

عقیده سوم او بیشتر باعث شد که بدخواهانش حربه ای تازه برای ضربه زدن به اوپیدا کنند : چرا او در روضه ها رهبر ایران را دعا نمیکند؟ چرا دعوت بیت رهبری را رد کرده است؟ او یک مداح ضد انقلاب است ! موج جدیدی از تهمت ها از سمت همان مداحان افراطی به سمت او سرازیر شد و او تنها یک چیز گفت : « افتخار میکنم که رهبرم حسینی است وخود حسینیه داراست! » .
چند مداح به دلیل نادانی عده ای آنقدر قدرت گرفتند که گویا خود رهبر نیزبرای حفظ وحدت هیئتیون در برخورد کردن با آنها احتیاط میکرد ، اماچندین بار غیرمستقیم رفتارآنهارا مورد سرزنش قرار داد !

جالب اینجاست که بسیاری ازتریبون های صداوسیما نیز در دست آنها بود و هرچیزرا خودشان دلشان میخواست نشان میدادند و میگفتند . حتی یکبار(م- ا)گفته بود باید گوش این جوان راگرفت و ازقم پرت کرد بیرون !
دقیقأ همان موقع وقتی از سیدجواد پرسیدند نظرت درمورد (م- ا) چیست ؟ گفت : آدم لوطی و بامرامیست!
آن روزها وقتی خیلی ها به سید از رفتار این مداحان گله میبردند با تمام دلخوری هایی که داشت میگفت : کسی که روبروی من و دشمن با من است را مردم به چشم نوکر امام حسین  نگاه میکنند و محترم میشمارند و دوستش دارند پس به حرمت امام حسین چیزی به او نگویید تا خود مولا هرآنچه مصلحت میداند برایش رقم بزند !
سید برخلاف آنها که حتی پس از مرگ سید هم کاملأ مستقیم دست از سراوبرنداشتند ، هیچگاه از کسی در مجالسش مستقیم گله و شکایت نکردکه مبادا باعث خراب شدنش بشود . او از هیچکس به بدی اسم نبرد ، از هیچکس!
او خیلی چیزها را میدانست و نگفت ، خیلی چیزهارا ! فقط به حرمت دستگاه اباعبدالله(ع) . مداحان افراطی حتی به تشییع جنازه او نیامدند و حتی پیام تسلیت هم نفرستادند !
کاش فقط اینها بود  (م- ا) وشاگردانش که تمام تریبون ها در اختیارشان بود ازصداوسیما خواستند  چیزی از سیدجواد نشان ندهند و حتی از تشییع جنازه پرجمعیت  او که تمام کشور را تکان داد کوچکترین خبری نگفتند !

هنوزهم که هنوز است پس از هشت سال تصویر و صوتی ازسیدجواد ذاکر از صداوسیمای ما پخش نشده است!

مگرسه بار غیرمستقیم :

یکبار استاد محمداصفهانی(خواننده) از وی یادکرد! یکبار علیرضا دبیر(کشتی گیر) و یکبار امیرحسین صادقی(فوتبالیست) !!!

(م - ا) درمصاحبه ای که مدتی پیش انجام داد ، گفته بود : ما هنوز در مورد دوره سید ذاکر باید به خیلی ها جواب بدهیم!!! (توجیه جالبیست واقعأ)

(س- ح) نیز که همیشه به شهرهای مختلف در سفراست دراظهار نظری جدید گفته است : سعادت نداشتم از نزدیک سید ذاکر را ببینم چون او در قم بود و ما تهران !!! ( این نیز توجیه بسیار جالبی بود) .

اگرچه امروزخیلی ها ، حتی دشمنانش نیز از دوستی خود باسید میگویند و هرروزخاطره ای جدید از او درست میکنند! و یا نوحه هایش را بازخوانی میکنند و یا عکس ها و فیلمهایی که با او دارند را رو میکنند و یا میسازند ! و یا مدام درمجالس خود از او یاد میکنند و اگرچه بعضی از دوستان نزدیک او نیز راه سید را فراموش کرده و از اسم او فقط برای سواستفاده های شخصی استفاده میکنند! اما مردم ایران و دوستداران اهل بیت هیچوقت روزهای آخر و غربت سیدجواد را فراموش نمیکنند. مردم ایران فراموش نمیکنند تنهایی های سید را و ظلم هایی که درحقش میشد را ... « زمستان میرود و رو سیاهی به ذغال میماند... » .

کاش آنهایی که تا دیروز دشمن سید بودند و امروز پس از هشت سال و بعداز کارهای ناشایستی که انجام داده اند یادشان افتاده سید ذاکری هم بوده است و نوحه ی اورا بازخوانی میکنند شهامت این را داشتند که بگویند آن روزها اشتباه کرده اند!

حال سکوت قبرستان نو قم هرروز با صدای خش خش برگهای زیرپای دوستداران سیدجواد شکسته میشود و نوید بهاری را میدهد که در اندیشه مردم روز به روز شکوفاتر و نمایان تر میشود . صدایش در تمام اذهان میچرخد گویی که هنوز زنده است : « حسینی بشوید نه هیئتی ، پرشور باشید اما با شعور . هرکسی دم ازحسین زد ، دلیل برآن نیست که حسینی است ! نوکرحسین اگر نسبت به حسین(ع) اندازه یک سگ هم ادب و وفا داشته باشد باشخصیت ترین آدم خواهد شد ... حسین نوکر با ادب میخواهد ، نه فقط گریه کن ! »


                                                     یادش گرامی  و مرامش پاینده ...



۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۳۸
دیوونه شهر عاقلا

کلیپ تصویری وصف مولا علی (ع) اثر ماندگار آسیدجواد ذاکر

به گیسوی دوتایت تا نداری

وفا داری ولی با ما نداری

چرا مجنون تر از مجنون نباشم

تو چیزی کمتر از لیلا نداری

چو ریزد شانه ذلفت را به شانه

به هر مو میکنی صد دل نشانه

پر و بال دل ما را مسوزان

که دارم بر سر ذلف تو لانه

کسی دم از شهید بی کفن زد

که هر دم حلقه بیت الحزن زد

 حسین بن علی دیوانه میخواست

خدا ای قرعه را بر نام من زد

در دنیا زدم دنیا علی بود

به عقبی سر زدم عقبی علی بود


امیر المومنین ام الکتاب است
نماز بی علی نقش بر آب است



   پخش آنلاین ویدئو با فرمت MP4

مدت زمان : 4 دقیقه 3 ثانیه

حجم فایل : 17.5 مگابایت


دانلود


شب قدر خدا به دنبال بهانه ای برای بخشش بندگان است
امشب تو بهانه بخشش گناهانم باش یا علی . . .
التماس دعا 


۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۳ ، ۱۹:۵۳
دیوونه شهر عاقلا

ما خودمون نبودیم که اومدیم هیئت سید الشهدا ...

اگر از جانب معشوق نباشد کششی ...
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد ...
همه مون این حالاتو داشتیم ... 


به مناسبت هشتمین عروج آسمانی آسید جواد ذاکر

سالها چیزی به نام زندگانی داشتم
عالمی آشفته با نام جوانی داشتم

آرزوئی،حسرتی،خوابی، خیالی ،قصه ای
یک چنین چیزی به نام زندگانی داشتم

خنده ای از جهل و مستی داشتم بر لب از آن
غفلتی از غم به نام شادمانی داشتم

در فراغهای جهان از تنگ چشمی های خلق
خاطری آسوده از بی آشیانی داشتم

دوش دل را بر ملالی یافتم
خانه چون ماتم سرایی یافتم

گفتم ای دل چیست هان !آخر بگو
گفت بوی آشنایی یافتم

خواستم تا دل نثار او کنم
زان که جانم را سزایی یافتم

پیش از من جان بر او رفته بود
گر چه من بی جان بقایی یافتم

گر چه زلف او گره بسیار داشت
هر گره مشگل گشایی یافتم 


   پخش آنلاین ویدئو با فرمت MP4


مدت زمان : 6 دقیقه 22 ثانیه
حجم فایل : 17.7 مگابایت

دانلود

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۲۰:۴۴
دیوونه شهر عاقلا

وصف حضرت ابوالفضل

دیده گر بیند گل رخسار زیبای ابالفضل
خسته کی میگردد از سیر تماشای ابالفضل


چون خدا زیباترین تصویر را ترسیم میکرد
دست صورت آفرین اراست سیمای ابالفضل


چون خرامان بگذرد خم میشود طوبی به جنت
در تماشای قد دلجو و رعنای ابالفضل

هشت جنت هفت دوزخ گردد سوزد دلت را
گر که چشمانت نبیند چشم شهلای ابالفضل

نام عباس علی از مرد و زن دل می رباید
دل ندارد هر که از دل نیست شیدای ابالفضل

حیف باشد گر از عباس جز عباس خواهم
دل تمنایی ندارد غیر سودای ابالفضل

خواستم از عشق رمزی از کمالش گفت بگذر    
هر دو عالم مات یک حرف الفبای ابالفضل


پخش آنلاین ویدئو با فرمت MP4


مدت زمان : 4 دقیقه 57 ثانیه
حجم فایل : 19.6 مگابایت


دانلود


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۳ ، ۲۰:۵۹
دیوونه شهر عاقلا

دیوونه مهدی شدم دلبر دیگر ندارم


دیوونه مهدی شدم دلبر دیگر ندارم  *** یه دل دارم عشقی به جز دیدن دلبر ندارم

در دل من هستی و من غیر تو دلبر ندارم  ***  یک نفس ای دلبر من من ز تو دل برندارم

گُل بهشت رنگ و صفای گُل ما رو نداره  ***  خال سیاه خوشگلش دل ز دو عالم می بره

عاشق دلبر شده ام درسم و از بر شده ام  ***  دل چو به دلبر داده ام دلبر دلبر شده ام

زلف سیات روز منو تیره تر از شب می کنه  ***  دل روز و شب در غم تو ناله یارب می کنه

کِی باشه در کنار من باشی و من کنار تو   ***  قرار من باشی و من عاشق بی قرار تو

اگر بدونم که کجاست عزیز من خونه تو   ***  جون می زارم تا ببینم نگاه مستونه تو

عمریه مجنون توأم بی سر و سامون توأم   ***   مست و پریشون سر زلف پریشون توأم

مُردم از انتظار تو امروز و فردا می کنی  ***  یه روز می آد که کشته منو تماشا می کنی


پخش آنلاین صوت با فرمت MP3



دانلود

مدت زمان : 9:45 دقیقه
حجم فایل : 9,23 مگابایت

یادته اون بیت شعری رو که میگفت : گلی گم کرده‌ام میجویم او را؟ یادته همه‌ش میگفتیم شاید این جمعه بیاید؟ این جمعه تولدشه و بوی گلش همه جا توی خیابونا پیچیده. بهت تبریک میگم و امیدوارم تو هم امشب برای ظهورش دست به دعا بشی ...

میلاد مهدی موعود مبارک باد

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۰۷
دیوونه شهر عاقلا

شعر بسیار زیبای محسن کاویانی در وصف حال آسید جواد ذاکر

(( ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست))

 

من همانم که شدم سخت نمک گیر از او

آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او

 

بنویسم که چه خوب است رهایی سید

دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟

 

(( مردم دیده ی ما جز به رخت ناظر نیست

دل سرگشسته ی ما غیر تورا ذاکر نیست))

 

سالها رفته ولی نام تو برجاست هنوز

شور زیبای تو در خاطره ی ماست هنوز

 

رجز غرق غرورت چقدر زیبا بود

شور لبریز شعورت چقدر زیبا بود

 

خار در چشم حسودان شدی و گل کردی

زخمها بر جگرت بود و تحمل کردی

 

رفتی و از تو نگفتند غمی نیست برو

غربت ذاکریت چیز کمی نیست برو

 

دردم این است شده دشمن مرموز رفیق

هرکه سوزانده دلت را شده امروز رفیق

 

دل من سوخته از حیله و بازی هاشان

دل من سوخته از خاطره سازی هاشان

 

این همان بازی پرپیچ وخم تقدیر است

دشمنت سخت پشیمان شده اما دیر است

 

نقش بر روی عقیق تو حسین است حسین

نام آن یکه رفیق تو حسین است حسین

 

چقدر ساده به تو تهمت مرتد زده اند

و شنیدم که تو را در خود مشهد زده اند

 

کاش اینها همه یک شایعه باشد ای کاش

تا ز هم وحدت این قوم نپاشد ای کاش

 

کفر این نیست که از فرط جنون داغ کنی

کفر این نیست که در منقبت اغراق کنی

 

کفر این است که انسان خود شیطان باشد

این که نان دانی ما خون شهیدان باشد

 

کفر این است همین سبک عزاداری من

بشود مجلس من سنگر بدکاری من

 

کفر این است که از شهرت خود کور شوم

بعد از آنی که شدم بت ز ادب دور شوم

 

بعد از آن خدمت بسیار به دشمن بکنم

بعد از آن هر غلطی خواست دل من بکنم!

 

پیر میخانه غریب و تک وتنها چه کند؟!

با ریاکاری این دوست نماها چه کند؟

 

خوب گفتی که محک پینه ی پیشانی نیست

ریش و تسبیح و دوتا ذکر، مسلمانی نیست

 

خوب گفتی که شده ملعبه ی بی دینان

جهل صفینی وتکراری ظاهربینان

 

نکند روضه شود جای دهان هرزی ها

نکند روضه شود جای غرض ورزی ها

 

وقسم میخورم اصلا به "لوالزینب"

اولین درس ابالفضل  ادب بوده ادب

 

بی ادب باشم و هی روضه بخوانم بازیست

شهرت مجلس ارباب به "طیب" سازیست

 

من جگر دارم و از رفتن سر هیچ مگو

(( من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو))

 

تیغ خون خورده ی سرخ وسط میدانم

پای آن حرف خودم مانده ام و میمانم

 

هرکسی گفت که مداح حسینم تک نیست

هر کسی گشته علی گو که علی مسلک نیست

 

اسم مداح بزرگ است جسارت کردند

عده ای پشت همین اسم تجارت کردند

 

اصلاً از دیده من نوکر دلخواه تویی

معنی واقعی ذاکر و مداح تویی

 

غرق ناپاکی و یک سیر نزولی نشدی

آه مداح علی (ع)؛ حاجی پولی نشدی

 

میشوی زنده تر از پیش تو در فردامان

میخورد عکس تو بر سینه ی خیلی هامان

 

شک ندارم به خدا روز جزایی هم هست

دلم از شهر گرفته ست خدایی هم هست

 

دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟

خوش به حالت که پریدی و رهایی سید!

 

 

(( دوش وقت سحر از غصه نجاتت دادند

و ندر آن ظلمت شب آب حیاتت دادند...))


۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۱
دیوونه شهر عاقلا

حالات معنوی آسید جواد ذاکر از زبان دوستانش

دوست قدیمی و باجناق سید
بسیار به مشکی پوشیدن در ایام سوگواری ائمه معتقد بود . دو ماه محرم و صفر همیشه مشکی می پوشید در هیچ مناسبت شهادتی او را بدون پیراهن مشکی نمیدیدیم ...
بیشتر از هر دعایی به هر نیتی برای حضرت ولی عصر (عج)دعا میکرد می گفت : « وقتی برای حضرت دعا کنیم اونم برای نیت ما دعا میکنه چه دعــــایی بالاتر از دعای حضرت برای ماست؟ » ولی افرادی از همین نیت خیر سید بر ضد او استـفاده می کردند و با جوی که سالهای اول مداحی سید درباره  او ایجاد کرده بودند  بعـــضی ها  فـــکر میــکردند ســـید ضد نظام است ولی اینگونه نبود ما با او بودیم و این ها را میدانیم . حتی آن بی حرمتی که در مشهد به او شد  و او را در صحن علی بن موسی الرضا (ع)کتک زدند به خاطر همین جو سازی ها بود که الحـــمدلله به اشتباه خود پی بردند و فهمیدند این چیزها نیست ...
نسبت به امام رضا خیلی ادب داشت وقتی به مشــــــهد می رفتیم عادت نداشت یک راست برود داخل و به ضریح بچسبد در روز یا نیمه شب ها که همیــــشه به حـرم  می رفت از درب پایین پا (صحن آزادی) وارد میشد همان جا دم در رو به گــنبد می نشست در خلوت خود زیارتی می خواند دعایی میخواندنو حه ای می خوانــــد و از حرم خارج میشد در حرم حضرت معصـــــومه (س) نیز همیشه در صـــحن عتـــیق روبروی ایوان طلا می نشست و به راز و نیاز می پرداخت...

حجت  الاسلام و المسلمین حاج سید احمد دارستانی
امام حسین (ع) را خیلی دوست داشت میگفت سید ما زیر بارش آبشار رحــــــمت امام حسینیم ، داره به سر و صورتمون می خوره داریم کیف میکنیم اما هی دستمونو  می بریم بیرون آبشار این نمه ها رو می گیریم هی دلمون به اینه که همـــه بـگن عجب مجلسی شد آق سیدجواد چه کولاک کردی ؟ چقدر خوب خوندی . می گفـــت ما  قصه مون مثل این آتیش گردونه ، ما تو این آتیشیم امام حسین داره به محبتش ما رو می چرخونه دور سرش اگه تو این گردونه بمونیم هی سرخ می شــیم به درد بخور میشیم اما خـــدا ناکرده کســـی از این چرخون بیفته بیرون پرت میـــشه و خاکستر میشه .

استاد حاج غلامرضا عینی فرد
یه شب آقا سید جواد خونه ما بود صحبت یه شعری پیش اومد دیدم این شـــعرورو دوباره باز کرده جلوش میخونه داد میزنه فریاد میزنه گره میکنه طوری بود که سه تا از جوونایی که اونجا بودن نگران حالش شدن و اونم این شعر بود :
من به گلزار محبت باغبانی میکنم
                                           خدمت گل در جهان با بی نشانی میکنم
شرط عشق گل نباشد پیر باشی یا جوان
                                           در بهاران پیر هم باشم جوانی میکنم

نکته ای که گفتم این بود سید تو که جوونی این شعر رو یکی نوشته که سنی ازش گذشته با اشک چشمش به من نگاه کرد حرفش رو با نگاهش زده بود من نفهمیده بودم مثل اینکه با اشک چشمش به من می رسوند که حاج آقا گمـــان نمی کنم که من پیر بشم درد دلشو به هیچ کس نمی گفت ..

مداح اهل بیت کربلایی حمید علیمی
یکی از اون حرفایی که از اون همه حرف قشنگی که آ سید جواد میزد این بود که  میگفت دعا کنید هیئتی نشین دعا کنین امام حسینی بشین سید جواد این حـالی که مردم ازش میدیدن مخــصوصا تو سی دی ها تو فیلما این حال ســـید جواد مال جلو دوربینه تو سی دی تو جلسه نبود این حالی که از سید جواد دیدن یک هـزارم اون حالی بود که تو خلوت برا خودش داشت یعــــنی با خودش خـــلوتی داشـت تو اون خلوتش با امام حسین حرف میزدو اگر تو جلسات بین مردم حالی داشت با اربابش سیدالشهدا اشکی داشت سوزی داشت فقط مال اون خــــلوتی بود که خودش داشت تو ایام بیماریش خـــدا شاهده خودم یه شخــــصه دیدم که یه جا نشـــسته بودیم نیم ساعتش رو فقط من دیدم که تو ســـــجده بود یعنی وقتی من رسیدم تو ســـجده بود نمیدونم قبلش چقدر بوده نیم ساعـــتش رو من به عینه دیدم حداقل نیم ســاعت تو سجده بود.


یکی از افراد هیئت کاشان

با حضرت معصومه (س) ارتباط خاصی داشت تا انجـــــــایی که من میدانم بیشتر امامزاده ها را نیز رفته بود .

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۵
دیوونه شهر عاقلا